تبليغاتX
دوچرخه سواري و ايرانگردي - باز هم دير شد...

دوچرخه سواري و ايرانگردي

سيكلوتوريسم Cyclotourism

 

 

محسن

فرصت‌ها از دست مي‌روند. نبايد منتظر ماند. روزگار سرش را زير انداخته و كار خودش را مي‌كند. اگر امروز فكر انجام كاري در سرت مي‌افتد، همين امروز وقت انجام آن است. وگرنه يك روز كليك مي‌كني و مي‌بيني كه جز باد در دستت نيست. مثل من كه هر از گاهي نگاهي به يكي از لينك‌هاي سمت چپ وبلاگ مي‌اندازم و روي اسم كسي كه دلم بيشتر برايش تنگ شده كليك مي‌كنم...

اين روز و روزگار به دلتنگي هم نمي‌شود اعتماد كرد؛ انگار باتري ساعتش خوابيده است، يا قصد آزار دارد، يا مي‌سنجدم، يا... خلاصه نمي‌دانم چه غلطي مي‌كند كه من چند روز ديرتر مي‌رسم.

مي‌دانم كه حتي در اين دنياي بي‌روح اينترنت هم همه چيز حساب و كتاب خودش را دارد. بين لينك تا لينك فرق است، بين كليك تا كليك هم فرق است؛ مي‌خواهم بگويم كه اگر من اينجا لينك او را بدهم و شما كليك كنيد، همان صفحه مي‌آيد، ولي شما از آن همان پيامي را نخواهيد گرفت كه من مي‌گيرم.

باور نمي‌كنيد؟ روي لينك "محسن، دوچرخه سوار ماجراجو" در سمت چپ همين صفحه كليك كنيد... مي‌دانم؛ خيلي دير است؛ خيلي دير...

 

وبلاگ محسن

 

پيشتر در جايي نوشته بودم: "واقعيت اين است كه دير نمي‌شود، دير مي‌كنيم"

هنوز هم همين است...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 0:9  توسط رسول  |