
اين هم سندي از سنهي 1309 تا بدانيد كه ما دوچرخهسواري با پيشينهايم!! البته دلارام هم در آن زمان دوچرخه سواري ميكرد، اما به صورت غير قانوني، چون دوچرخه سواري زنان تكليفش مشخص نبود (مثل همين الان!). ما از دلارام هم در آن دوره عكسي داريم كه هر وقت پيدا شد توي وبلاگ ميگذاريم.
اي... اي... يادش به خير... اون زمان دوچرخهسواري كلي آداب و تشريفات داشت، بايد گواهينامه ميگرفتي، ادارهي نظميه تأييد ميكرد، الصاق عكس داشت... اي داد از پيري!!!
اي... داد و بيداد از دست روزگار... اون روزها تهران را با "ط" مينوشتيم، به وسايل نقليه ميگفتيم وسائط ناقله! به دوچرخه سوار هم ميگفتيم راكب! كجايي جووني كه يادت به خير!
يادمه گواهينامهي مخصوص اصفهان چاپ نميشد و همون طهران را روش خط ميكشيدن و كنارش مينوشتن اصفهان، چون اون قدري دوچرخهسوار توي اصفهان نبود كه ارزش چاپ يك فرم اضافه رو داشته باشه! راستي، هر دوچرخهسواري شماره مخصوصي داشت كه چهار رقمي بود... شمارهي من 3460 بود.
حالا هر بچهي فسقلي، يه دوچرخهي دندهاي و كمكفنر دار و فلان و بهمان سوار ميشه و تو كوچه و خيابون ويراژ ميده!!
به قول شاعر : جووني هم بهاري بود و بگذشت...
