يكي از سختترين كارهاي دوچرخهسواري و ايرانگردي، نوشتن سفرنامه است. گاهي آدم حاضر است شيبي تند و طولاني را در زمانی کوتاه ركاب بزند اما مجبور نباشد يك صفحه از خاطرات سفرش بنويسد! دشوارتر از آن پيدا كردن عكسهاي سفر و آپلود كردن و در صفحه گذاشتن است...
در خمين خيلي نميمانيم و با توجه به مشكل زانو تصميم ميگيريم كه فاصله خمين تا محلات را با وانت نيسان طي كنيم! با راننده نيسان به توافق ميرسيم و ما را به مهمانسراي جهانگردي آبگرمِ محلات ميرساند:
- سلام
- سلام
- ببخشيد اتاق دوتخته خالي داريد؟
- بله، اين فرم را پُر كنيد.
- بله، ممنون. ببخشيد ما با دوچرخه سفر ميكنيم، شما در مهمانسرا جاي امني براي گذاشتن دوچرخهها داريد؟
- يعني شما با دوچرخه آمديد اينجا؟
- بله
- الآن، اين ساعت شب؟ از كجا ميآييد؟
- بله، از خمين، البته با وانت نيسان!!
خلاصه طي يك شب اقامت در اين مهمانسرا به صورت يكي از جاذبههاي گردشگري منطقه درميآييم! و مديريت مهمانسرا لطف ميكنند و به ما 20% تخفيف ميدهند چون اولين مهمانهايي هستيم كه با دوچرخه به اين مهمانسرا ميرويم.

سرتان را درد نياورم؛ صبح روز بعد بار و بنديل را روي دوچرخه ميبنديم و به سمت دليجان راه ميافتيم. مسير سرازيري و با شيب تند است.


در دليجان دو ساعت معطل ميشويم تا اتوبوسي پيدا كنيم كه حاضر شود ما و دوچرخههايمان را حمل كند!
حاصل اين سفر كلي لباس نشسته و خستگي و دو دوچرخه كثيف و كلي بار و بنه درهم و برهم است و البته كلي خاطره خوش و بياد ماندني با دوست همسفرمان رسول و ديگر دوستاني كه لطف كردند و به ما كمك كردند از جمله آقاي ماهري، تربيت بدني داران، تربيت بدني گلپايگان، مهمانسراي جهانگردي آبگرم و ...